مرکز هیپنوتیزم کابوک

توجیه علمی انرژی ریکی

توجیه علمی انرژی ریکی

توجیه علمی انرژی

امروزه ، علم بشر به واسطه ی پيشرفتهاي اخيرخود،

به درك بعضي از ابعاد شفابخشي(Healing) نائل آمده است.

يكي از روشهاي بسيار كهن شفابخشي با قدمت چندين هزارساله

كه از حدود صد سال پيش تاكنون در سراسر دنيا و به خصوص در

كشورهاي پيشرفته (در زمينه طب و تكنولوژي بشري)

مورد توجه بسيار قرار گرفته، سيستم انرژي بخشيِ ريكي است.

در اين مقاله و همينطور در مقالات بعدي به ديدگاههاي علمي

و تحقيقات باليني معتبري كه شفابخشي و به خصوص سيستم ريكي

( يك روش ساده ، جامع و درعين حال قدرتمند) را توجيه مي نمايند ،خواهيم پرداخت.

 

در حال حاضر ، مهمترين ديدگاه براي فرمول بندي كردن نحوه عملكرد ريكي،

ميدانهاي الكترومغناطيسي حاصله از كليه موجودات زنده است.

پروفسور جيمز اوشمن(James Oschman Ph.D).

در كتاب اخير خود به نام “مباني علمي طب انرژي بخشي”

Energy Medicine, The Scientific Basis

به اين موضع شگفت انگيز اشاره مي كند.

البته حضور و انتشار جريانهاي الكتريكي در بدن انسان،

از مدتها پيش به يك حقيقت علمي تبديل شده است.

اين جريانها كه در مسير سيستم عصبي حركت مي كنند،

يكي از راههاي خود تنظيمي بدن براي رسيدن به تعادل و هماهنگي لازم محسوب مي شوند.

 

 

به عبارت ديگر پيامهاي عصبي كه از منشاء مي گيرند،

از طريق سيستم عصبي كه با تمامي بافتهاي بدن در ارتباط مي باشد

به كلية اعضا و اندامها رسيده و موحب تنظيم فعاليتهاي بدن مي شوند.

از سوي ديگر الكتريسيتة قلب نيز توسط پلاسماي خون

و از راه عروق و مويرگهاي خوني كه مجموعاً بيش از ۵۰۰۰۰ مايل

( هر مايل معادل ۱۶۰۹ متر) درازا دارند به ساير قسمتهاي بدن منتشر مي گردد.

اين راه ، دومين مسير ( البته به صورت فرعي) براي جاري شدن جريانهاي الكتريكي به حساب مي آيد.

 

توجیه علمی انرژی ریکی

توجیه علمی انرژی ریکی

 

اين جريانها نه تنها در داخل سلولها بلكه در اطراف همه سلولهاي بدن انتشارمي يابند.

از طرفي بسياري از سلولها ، حاوي كريستالهايي به فرم مايع مي باشند .

اين كريستالهاي زنده ، در غشاهاي سلولي ، غلاف هاي ميلين اعصاب

و بسياري از نقاط ديگر به طور پراكنده يافت مي شوند .

تمامي كريستالها ، هنگامي كه به نوعي تحت فشار قرارگيرند ،

در پاسخ واكنشي تحت عنوان « تأثيرات پيزو الكتريك»از خود نشان خواهند داد.

به همين ترتيب ، كريستالهاي مايع درون سلولهاي بدن انسان

نيز به طور مداوم در حال توليد جريانهاي الكتريكي همگرايي هستند

كه همانند ليزر، فركانسهاي حاصله از آنها در محدودة مشخصي قرار دارد.

.

اين ارتعاشات ليزر مانند قادرند علاوه بر حركت در درون بدن،

به محيط اطراف نيز منتشر شوند.

اين واقعيت ،‌ تداعي كنندة تأثيرات بالقوه‌ شفا دهنده كوبش بر روي طبل است.

هنگامي كه فشارهاي كوبشي حاصل از ضربان طبل به بافتهاي بدن انسان مي رسد،‌

جريانها و ميدانهاي الكتريكي آهنگين ( ريتميك )‌ خاصي دربدن ايجاد مي شود

كه بطور مستقيم درفعاليت بيولوژيك آن بافتها تأثيرمي گذارد .

دومين محيط از سيستم عصبي بدن انسان،‌

غلاف عصبي (‌ پري نوريوم)‌ نام دارد كه متشكل از يك لايه بافت همبندي و پوشاننده سيستم عصبي است .

 

رابرت بكر( Robert o. Becker ) در مجموعه اي از مقالات به شرح اين موضوع پرداخته است :

بيش از نيمي از سلولهاي مغزي را سلولهاي پري نوريال تشكيل مي دهند.

پري نوريوم كه توسط امواج مغزي كنترل مي شود با تأثير بر جريانهاي الكتريكي ،

مستقيماً‌ در فرايند شفابخشي دخالت دارد.

هرگاه يكي از قسمتهاي بدن دچار آسيب مي گردد،

سيستم پري نوريال در آن موضع خاص، نوعي پتانسيل الكتريكي به وجود مي آورد كه

اولاً بدن را نسبت به آسيب وارده آگاه مي سازد و

ثانياً‌ سلولهاي بازسازي كننده نظير گلبولهاي سفيد خون ، فيبرو بلاستها و ماكروفاژها را به محل مورد نظر جذب مي نمايد و

در نهايت همگام با ترميم يافتن ضايعه ، پتانسيل الكتريكي موضع نيز تغيير مي يابد .

سيستم پري نوريال ، همچنين نسبت به ميدانهاي مغناطيسي بيروني بسيار حساس و پاسخگو است.

 

توجیه علمی انرژی ریکی

توجیه علمی انرژی ریکی

 

بیشتر بدانیم
مراکز انرژی و چاکراها

هنگامي كه جريان الكتريكي از داخل يك جسم هادي الكتريسيته عبور مي كند ،

يك ميدان مغناطيسي در اطراف آن جسم تشكيل مي گردد .

به همين نحو ،‌ جريانهاي الكتريكي كه در درون بدن انسان در حركت مي باشند

نيز در داخل و اطراف بدن ، ميدانهاي مغناطيسي خاصي

به نام ‌ميدانهاي بيومغناطيسي (Biomagnetic Fields) به وجود مي آورند .

دكتر جان زيمرمن (Dr. John Zimmerman) در دانشكده پزشكي دانشگاه كلرادو در شهرDenver ايالات متحده.

به منظور درك بهتر نحوه عملكرد بدن وتشخيص عميقتر بيماريها،

با استفاده از دستگاهي به نام (Super Conducting Quantum Interference Device) SQUID

یا دستگاه فوق هادي با تداخل كوانتومي ) اقدام به اندازه گيري دقيق ميدانهاي بيومغناطيسي بسياري از اعضاي بدن ،

از جمله مغز و قلب نموده است .

توجیه علمی انرژی ریکی

قلب داراي ميدان مغناطيسي پرقدرتي است كه تا فاصله ۱۵ فوتي ( هر فوت معادل ۴۸/۳۰ سانتيمتر )‌ ادامه دارد.

مغز و كليه ی ارگانهاي بدن نيز داراي ميدانهاي بيومغناطيسي مخصوص به خود هستند

كه آنها را احاطه نموده و با يكديگر در تعامل مي باشند .

هر ارگان ، فركانس ويژه ی خود را دارد كه بيانگر وضعيت سلامت آن است .

اما در شرايط بيماري،اين فركانس دچار تغييرمي شود.

مجموعه تمامي ميدانهاي بيومغناطيسي بدن،

تشكيل يك ميدان بيومغناطيسي تجمع يافته ی بزرگ را مي دهد

كه بدن انسان را احاطه مي نمايد و در واقع بسيار مشابه با

همان پديده اي است كه (هاله Aura) ناميده مي شود .

به اين ترتيب ، ميدان بيومغناطيسي مورد نظر مي تواند يكي از اجزاي مهم هاله قلمداد شود ،

گر چه كه ممكن است ابعاد ديگري نيز در اين مقوله دخيل باشند.

توجیه علمی انرژی ریکی

مجموعه تمامي ميدانهاي بيومغناطيسي بدن،تشكيل يك ميدان بيومغناطيسي تجمع يافته ی بزرگ را مي دهدكه بدن انسان را احاطه مي نمايد و در واقع بسيار مشابه با همان پديده اي است كه (هاله Aura) ناميده مي شود.

 

ميدانهاي بيومغناطيسي انسان با ميدانهاي مشابه در اطراف او

نظير ميدانهاي بيومغناطيسي ساير انسانها در تعامل متقابل است .

اين اصل در علم فيزيك ،‌ القاء (Induction) ناميده مي شود

و به اين معني است كه هر ميدان مغناطيسي مي تواند

باعث القاي تغييراتي در قدرت و نيز فركانس جريانهاي الكتريكي

در جسم هادي مر بوط به ميدان مغناطيسي مجاور خود (‌در اينجا بدن انسان ديگر) ‌گردد.

به همين منوال ميدان بيومغناطيسي يك فرد هم قادر است از طريق فرايند القاء،‌

تأثيراتي را بر روي ميدان مغناطيسي فرد ديگر چه از نظرذهني_رواني ( دگرگوني در سلامت ، ميزان احساس خوشايند او …)

و چه از لحاظ جسمي (كيفيت عملكرد ارگانها و بافتهاي بدن وي)،بگذارد.

 

آگاهي از اين اصل از يك سو تعريف مناسبي را از واژه ی مصطلح شخصيت مغناطيسي

(Magnetic Personality) خاص هر انسان ، برايمان ارائه مي دهد و از سوي ديگر،

‌نحوه ايجاد تأثيرات درماني مستقيم يك انسان بر روي انسان ديگر را به صورت علمي توجيه مي كند.

تا به اينجا دريافتيم كه از ديدگاه علمي،‌ وجود يك انسان به محدوده پوست او ختم نمي شود

بلكه به فضاي اطراف او نيز گسترش مي يابد .

تا بحال همه ما هنگامي كه حضور فرد ديگري را بدون ديدن او در نزديكي خودمان احساس كرده ايم ،‌

بر اين واقعيت صحه گذاشته ايم، اما امروزه اين مقوله به عنوان يك اصل علمي پذيرفته و ثابت شده است .

دستها نيز توسط ميدان مغناطيسي مخصوص به خود احاطه مي شوند .

 

بیشتر بدانیم
آمار روزانه مبتلایان به ویروس کرونا(بر اساس سازمان جهانی WHO)

بررسي ميدان مغناطيسي حاصل از دستان يك فرد شفاگر (Healer) در حين انجام درمان نشان مي دهد كه

اين ميدان به وضوح قوي تر از ميدان مغناطيسي دستان افراد معمولي است.

در اين بررسي از يك مغناطيس متر ساده، شامل دو عدد سيم پيچ 80 هزار دور متصل

به يك تقويت كننده استفاده شد و نتيجه ی حاصله ،

گوياي اين واقعيت بود كه دستانِ فردِ شفاگر داراي ميداني با قدرت 2000 گاس (gauss ) بود

كه هزار بار قوي تر از هر ميدان مغناطيسي ديگري است كه از بدن انسان به بيرون امتداد مي يابد.

توجیه علمی انرژی ریکی

هر ميدان مغناطيسي مي تواند باعث القاي تغييراتي در قدرت و نيز فركانس جريانهاي الكتريكي در جسم هادي مر بوط به ميدان مغناطيسي مجاور خود (‌در اينجا بدن انسان ديگر) ‌گردد.

 

فركانس اين ميدان نيز متغير ( بين 3 تا 30 هرتز) و عمدتاً‌ در محدوده 8 ـ 7 هرتز در نوسان بود .

انرژيِ شفادهنده دستها حداقل تا حدودي توسط سيستم پري نوريال ايجاد مي شود.

اين سيستم همان طور كه قبلاً توضيح داده شد ، رشته هاي عصبي را پوشانيده

و ‌در بدن به عنوان مسيري براي هدايت جريانهاي الكتريكي تحت كنترل تالاموس مغز ، عمل مي كند.

پاره اي از شواهد حاكي از اين است كه ساير فرمهاي انرژي به غير از نوع بيومغناطيسي‌ نظير امواج مادون قرمز،‌

مايكرويو و بعضي ديگر از پرتابهاي فوتوني ‌نيز از دستها خارج شده،

تأثيرات درماني خود را در سيستمهاي بيولوژيك (زيست شناختي)‌ بدن به دنبال دارد.

 

اين دستاورد با تئوری متافيزيكی (و كل نگر) رايج مبنی بر اينكه بيماری

ابتدا در هاله ی انرژی يا ميدان بيو مغناطيسی انسان ايجاد شده و سپس در جسم فيزيكی بروز می كند ،

كاملاً هماهنگ و مطابق است .

هنگامي كه شفاگر، دستان خود را به منظور درمان در مجاورت يك عضو غير سالم قرار داده،‌

شروع به شفابخشي مي كند، ميدانِ مغناطيسيِ خارج شده از دستان او

كه به مراتب قويتر از ميدانِ مغناطيسي حاصل از عضو بيمار مي باشد،

با در برداشتن فركانسهاي طبيعي و سلامت بخش مورد نياز آن عضو،

تأثير درماني خود را آغاز مي كند و نهايتاً‌ با مكانيسمِ القايي ،

فركانسِ طبيعي را به عضو بيمار بازمي گرداند .

اين تنظيمِ فركانس ، به نوبه خود بر جريانهاي الكتريكي سلولها و سيستمِ عصبيِ عضوِ مربوطه

و همينطور فعاليتِ بيولوژيك آن عضو تأثير مي گذارد و به اين ترتيب ، درمان صورت مي گيرد.

توجیه علمی انرژی ریکی

تحقيقات به عمل آمده نشان مي دهد كه فركانسهاي شفابخش براي بافتهاي مختلف بدن عبارتند از :

فركانسِ معادلِ دو هرتز براي رشته هاي عصبي ،

فركانسِ معادلِ هفت هرتز براي استخوانها ،

فركانسِ معادلِ ده هرتز براي رباطها

و فركانسِ معادلِ پانزده هرتز براي مويرگها.

 

توجیه علمی انرژی ریکی

فركانسهاي شفابخش براي بافتهاي مختلف بدن عبارتند از:فركانسِ معادلِ دو هرتز براي رشته هاي عصبي ،فركانسِ معادلِ هفت هرتز براي استخوانها ،فركانسِ معادلِ ده هرتز براي رباطها و فركانسِ معادلِ پانزده هرتز براي مويرگها

 

بیشتر بدانیم
تعریف هیپنوتیزم

درهنگاميكه شفاگر به منظور يافتن نواحي نامتعادل و گرفتار در يك بيمار ،

به اسكن نمودن بدن او مي پردازد ، فرايند القاي ميدانهاي بيومغناطيسي در جهت معكوس اتفاق مي افتد.

در اين شرايط، شفاگر كف يك يا دو دست خود را در فاصله ی چند سانتيمتري بدنِ بيمار به آرامي حركت مي دهد

و درهمين حال به احساسي كه دركفِ دستِ او ايجاد مي شود توجه مي كند (اسكن بيوسن)‌.

در اين حين، ميدان بيومغناطيسي بيمار تغييراتي را در ميدانِ كفِ دستِ شفاگر ايجاد مي كند

و اين تغييرات توسط شفاگرحس مي شود و به اين ترتيب او قادر خواهد بود

نواحي دچار عدم تعادل و تحت فشار را در ميدان بيومغناطيسي بيمار تعيين نمايد.

 

يكي از ويژگيهاي منحصر به فرد رِيكي اين است كه براي انجام آن بايد ابتدا توسط استاد،

يك جلسه همسويي (Attunement) براي شفاگر برگزار گردد.

همچنين براي انجام رِيكي نيازي به ذهنِ آگاهِ شفاگر نيست،

بلكه انرژيِ رِيكي خود به خود جريان مي يابد و به هيچ عنوان

از انرژي شخصي فردِ شفاگر استفاده نمي كند.

 

حال ببينيم فرايند همسويي و درمان در رِيكي چگونه صورت مي پذيرد.

همسويي مي تواند ابعادي نهفته از درون هر يك از ما را

كه داراي درك بالاتري از كليت وجود، سلامت و شفاي واقعي است،‌ بيدار نمايد.

با توجه به اينكه آگاهي، از فضايي وراي ذهن هوشيار ما منشاء‌ مي گيرد،‌

مي توانيم چنين نتيجه گيري كنيم كه سرچشمه ی آگاهي

در واقع همان منشاء اَبَر هوشيارِ درونِ وجود ماست.

از سوي ديگر، با دانستن اينكه رِيكي از انرژي فردِ شفاگر نمي كاهد،

به اين نتيجه مي رسيم كه پديده همسويي در واقع انرژي متفاوتي را

نسبت به آنچه براي فعاليتهاي روزمره مان استفاده مي كنيم ، فعال مي سازد.

 

همه ی ما انسانها پتانسيل هاي نهفته اي داريم

كه در اكثريت افراد غير فعال است و نياز به بيدار شدن دارد.

اَبَر هوشياري مي تواند عملكرد تالاموس و سيستم

پري نوريال را به نحوي هدايت كند كه انرژيِ رِيكي را ايجاد

و آنرا از طريق دستانِ فردِ شفاگر به عضو مبتلا برساند.

با بيان ساده تر مي توان انرژي رِيكي را مجموعه اي ويژه از انرژي بيومغناطيسي

و ساير انرژي هايي دانست كه ذهن اَبَرهوشيار،‌

كيفيت آنها را دقيقاً متناسب با نيازِ عضوِ مبتلا كه در زيرِ دستانِ شفاگر قرار دارد،

تعيين نموده و فرايند درمان را آغاز و تكميل مي نمايد.

 

توجیه علمی انرژی ریکی

يكي از ويژگيهاي منحصر به فرد رِيكي اين است كه براي انجام آن بايد ابتدا توسط استاد،يك جلسه همسويي (Attunement) براي شفاگر برگزار گردد.

 

 

بنابراين مي توان چنين تصور كرد كه هر چه ابعاد عالي ترِ ذهنِ اَبَرهوشيار

براي ايجاد مجموعه هايي قويتر و مؤثرتر از انرژي از لحاظ فركانس و قدرت، بيدار شود،

مي توان در موارد بيماريهاي سخت و پيچيده، با سرعت بيشتري به درمان بيماري پرداخت.

در اين صورت شفابخشي، شامل تركيبي از ، همدردي و محبت خواهد بود

كه عضو آسيب ديده را هر چه بيشتر براي ترك الگوهاي قديمي و بازگشت به سلامتي تشويق مي كند.

يك درمانِ شفابخشيِ مؤثر و قوي، قابل تشبيه به تعميركارِ فوق العاده ماهري است

كه بر اساس تجربه و درك بيشتر خود،‌ قادر به انجام تعميراتي مي باشد كه از عهده ساير تعميركاران خارج بوده است.

 

بیشتر بدانیم
آیا ازدواج با شخص درگیر پارانوئید خطرناک است

وقتي به تدريج آگاهي خود را افزايش داده و عميق تر از پيش به شفابخشي خود مي پردازيم،

پتانسيلي كه در درونمان به عنوان يك شفاگر وجود داشته،‌ هر چه بيشتر بيدار مي شود

تا جايي كه ما را قادر مي سازد با ابعادي متعالي تر از ذهن اَبَرهوشيارمان

ارتباط برقرار نموده، مهارتهاي والاتري را كسب نماييم.

يكي از توانايي هاي بسيار جالب رِيكي همچون ساير روشهاي انرژي بخشي، درمان از راه دور است.

 

همانگونه كه پيشتر توضيح داده شد، نحوه درمان از طريق دست ها

هنگامي كه شفاگر در مجاورت فرد بيمار قرار گرفته باشد

از طريق تأثيرات القايي ميدانهاي بيومغناطيسي آنها قابل درك است،

اما درمان از راه دور را درشرايطي كه ممكن است شفاگر نه تنها كيلومترها

از بيمار خود فاصله داشته باشد بلكه نسبت به هم در دو سوي مختلف كره زمين باشند،

از نظر علمي چگونه مي توان توجيه كرد؟‌

 

احتمالاً‌ درمان از راه دور بواسطه امواجِ اسكالر

(Scalar Waves: امواج الكتريكي با پايداري بالا كه مي توانند بدون نياز به سيم برق

و بدون تبعيت از معادله رياضي انتشار امواج با سرعتي معادل يك و نيم برابر سرعت در فضا حركت كنند .

كشف اين امواج، دستاوردي مهم و نوين در فيزيك مدرن بشمار مي آيد) صورت مي گيرد.

هنگامي كه دو ميدان مغناطيسي متمايز،‌ داراي فركانسي كاملاً‌ مشابه بوده

و دقيقاً از فاز خود خارج باشند، نهايتاً يكديگر را حذف مي كنند،‌

اما اين حذف متقابل، تأثيرات آن دو ميدان را از بين نمي برد،

بلكه پتانسيل آنها همچنان موجود است و اين پديده منجر به ايجاد امواج اسكالر مي گردد

كه برخلاف امواج مغناطيسي (‌كه با الكترونها در ارتباطند)‌ با هسته اتمها در تعامل قرار مي گيرند.

 

توجیه علمی انرژی ریکی

يكي از توانايي هاي بسيار جالب رِيكي همچون ساير روشهاي انرژي بخشي، درمان از راه دور است

 

اين امواج نه تنها توسط قفسهاي الكتريكي فارادي(Faraday Cages 1) يا ساير موانع شناخته شده متوقف نمي شوند

بلكه خود را بدون كوچكترين افت انرژي و با همان قدرت اوليه (صرفنظر از بعد مسافت)، به هدف مورد نظر مي رسانند.

همچنين ثابت شده است كه امواج مورد نظر،‌ با تأثير بر روي بافتهاي زندة بيولوژيك،

روند ترميم و درمان را تسريعمي نمايند.

بنابراين ممكن است همانطور كه دكتر جيمز اوشمن معتقد است

امواجِ اسكالر،‌ منشاء بنيادينِ درمان و ترميم در بدن موجودات زنده باشند.

عليرغم اينكه تئوريهاي حاضر، تا حدودي توجيه كننده مكانيسم درمان از طريق شفابخشي مي باشند،‌

هنوز يك جنبه از شفا بخشي و كار فراطبيعي (معنوي) به صورت رازي بزرگ باقي مانده است.

توليد ميدانهاي بيومغناطيسي و امواجِ اسكالر وابسته به جسم فيزيكي انسان و يا دستگاههاي فيزيكي است،

در حاليكه بسياري از شفاگرهاي روحي، براي دريافت و هدايت انرژي،

با موجوداتي متعالي تر،كه فاقد هر گونه جسم فيزيكي مي باشند ارتباطي مستقيم برقرار مي كنند.

 

از ديدگاه علمي نه تنها مكانيسم ايجاد انرژي توسط اين موجودات،

بلكه حتي وجود آنها نيز، قابل توجيه نمي باشد.

لذا هنوز براي درك عميق تر شفابخشي و طبيعت آگاهي،

زمينه هاي تحقيقاتي گسترده اي در پيش روي علم نوين قرار دارد.

بافتهاي زنده ی بدن كه متشكل از مولكول ها و اتم ها هستند،‌

مستقيماً‌ در اتصال و تأثيرپذيري از تمامی نيروهای موجود در طبيعت مي باشند.

همگام با تكامل موجودات زنده، نيروهاي مختلف، اعم از نيروهاي شناخته شده

و نيروهاي مرموز و ناشناخته برا ي عملكرد بدن با يكديگر تركيب شده اند

و طبيعتاً‌ با مطالعه موجودات زنده و به ويژه انسان،‌

فرصتي بسيار خوب براي درك عميق ترين و مرموز ترين نيروهاي كيهاني به ما عطا خواهد شد.

اين شانس براي ما وجود دارد كه همگام با پيشرفت تحقيقات علم بشری

در مورد شفاگری و عوالم روحی،‌ كشفيات حيرت آوري به وقوع بپيوندد

كه با گسترش آگاهي ذهن ما انسانها،‌ تحولي متعالي را

براي ادامه ی حيات بر روي كره ی زمين برايمان به ارمغان آورد.

– نويسنده : ويليام لي رند

– برگردان و اقتباس : دكتر كيارش ساعتچي

– برگرفته از كتاب جوهره رِيكي تاليف والتر لوبك. فرانك آرجاوا پيتر. ويليام لي رند

آواتار ادمین کابوکادمین کابوک

مرکز هیپنوتیزم کابوک

نوشته‌های مرتبط

قوانین ارسال دیدگاه

  • چنانچه دیدگاهی بی ارتباط با موضوع آموزش ،مقاله یا محصول مطرح شود تایید نخواهد شد.
  • چنانچه در دیدگاه خود از شماره تماس، ایمیل و آیدی تلگرام استفاده کرده باشید تایید نخواهد شد.
  • خریداران محترم سوالات مرتبط با محصول را فقط از طریق تیکت ارسال کنند.
دیدگاه‌ها

0