مرکز هیپنوتیزم کابوک

قدرت تلقین و هیپنوتیزم

قدرت تلقین و هیپنوتیزم

قدرت تلقین و هیپنوتیزم

 

اغلب گفته شده است که هیپنوتیزم فقطتلقین است، اما در واقع تفاوت های بسیار زیادی بین آنها وجود دارد.

هیپنوتیزم یک حالت ذهنی است و تلقین از یک ایده تشکیل شده است که تلفیق و ترکیب دو کار فوق العاده خوب با هم است، زیرا هیپنوتیزم افراد را تشویق می کند و البته این باعث می شود که آنها خیلی بیشتر از زمانی که در سطوح نرمال هوشیاری هستند، مستعد پذیرش تلقین شوند. ما از تلقین در حالت هیپنوتیزم استفاده می کنیم و در واقع، از قدرت تلقین برای ایجاد حالت هیپنوتیزم یا ترنسبهره می جوییم، راه قدیمی انجام این کار که هنوز هم استفاده می شود طبق این عبارت است“شما احساس خواب آلودگی می کنید”اگر چه از نظر منطقی مضحک است اما اگر درست انجام شود در واقع حالت هیپنوتیزم را تولید می کند هر چند این شیوه خیلی هم خوب نیست.

بعد از آن، ما از تلقینات هیپنوتیزم برای به وقوع پیوستن برنامه های مورد نیاز زمانیکه شخص در حالت هیپنوتیزم است، استفاده می کنیم.“حالا من از تو میخواهم به خودت اجازه دهی که آرام باشی_ آنهم به شکلی بسیار عمیق” و ما نیز مواردی را در بی اطلاعی شخص به کار می گیریم که به نظر می رسد روی هم رفته بیشتر مرموز و اسرارآمیز است_تلقینات پس از هیپنوتیزم یا پست هیپنوتیک! در اینجا، به شنونده تلقین می کنیم که او احساس کند که در مسیری خاص هست یا تعدادی وظایف و کار را انجام میدهد.

پس از پایان خلسه آنها با خیال راحت به وضعیت عادی هوشیاری آگاهانه بر میگردند با جمله ایی شبیه به این از این روز به بعد، شما به طور مداوم احساس اعتماد به نفس بیشتر و بیشتری می کنید“. 

فهرست عناوین مقاله:

تلقین همه جا است.

تلقین فقط در حالت هیپنوتیزم نیست! همه ی ما در پاسخ به تلقین شرطی شده ایم و شما نمونه هایی از آن را در همه جا خواهید دید، مثلاً صف، صف اتوبوس که بسیار رایج است، این دقیقاً یک تلقین مستقیم است، ولتاژ 10000 نوع دیگری از این مثالها است، اما یک تلقین غیرمستقیم است. در واقع می گوید: “مراقب باش وگرنه در دم می میری” برخی از آنها بسیار نامحسوس هستند.

به اتاق انتظار دکتر یا دندانپزشک بروید و مردمی را که روی صندلی نشسته اند ببینید، در این لحظه چکار می کنید؟ خب، البته که شما هم به انتظار می نشینید! هیچ کس هم نباید به شما بگوید صبر کنید، شما فقط این کار را انجام میدهید. در واقع همه ی کارهایی که ما انجام می دهیم بر اساس تجربه، درس و یادگیری های قبلی است.

اگر چراغ راهنمایی رانندگی رنگ نارنجی را نشان دهد، شما به اندازه ی مسافتی که با آن دارید سرعت خود را کنترل می کنید. یا مثلاً این چطور؟ وقتی وارد رستوران می شوید شخصی با عنوان گارسن یا پیشخدمت جلو می آید و به شما می گوید تمایل دارید من کت شما را بگیرم و شما ناخودآگاه قبول می کنید که وسیله ی شخصی خود را به یک غریبه بسپارید. اینها نمونه هایی از تلقین غیر مستقیم است که در ما القا شده است.

تلقین ، تلقین ، تلقین ! شاید هزاران بار این کلمه را شنیده باشید. 

“تلقین” واقــــعا مفید است و قدرت غیرقابل تصوری دارد! به هیچ وجه خرافات نیست؛ زیرا دانشمندان بزرگی همچون انیشتین، نیوتن یا روانشناسان بزرگی مثل فروید در نوشته هایشان به قدرت باور و تلقین اشاره کرده اند و البته تمامی پیامبران با شیوه ی تدریس خودشان یکی از اصولی که به انسان ها آموختند این بود :“باور کنید تا ببینید”.

 

قدرت تلقین و هیپنوتیزم

قدرت تلقین و هیپنوتیزم

” هر آنچه هستیم، همان است که اندیشیده ایم. ذهن همه چیز است.
هرآنچه را باور کنیم، همان میشویم.
 ”

ـــــ بودا ـــــ

قدرت تلقین و هیپنوتیزم

شاید بپرسید « تلقین چیست؟» تلقین فقط یک جمله است ! 

اما این جمله ساده میتواند آینده ی یک کودک را بسازد (و یا آنرا ویران کند) یک جمله ساده چنان تاثیر ژرفی در ناخودآگاه انسان دارد که اگر بنابر ایجاد و پی ریزی باشد یا جایگزین تلقینات منفی از دوران طفولیت فقط از طریق هیپنوتیزم و به واسطه ی هیپنوتراپیستهای حرفه ایی صورت گیرد تاثیرات شگرف و چشمگیری بوجود خواهد آورد.

قدرت تلقین از طریق فرآیندهای هیپنوتیزم و تکنیک های بکار گرفته شده در آن می تواند مسیر زندگیتان را به شکلی زیبا و بینظیر تغییر دهد. بیهوده نیست که در هر درسِ موفقیت زندگی از روانشناسان یا مدرسان و افراد سرشناس موفق (از جمله وارن بافت) یکی از درس های مهم، «انتخاب دوست صحیح» است.

شما اگر زمان تان را با فردی که تماماً در حال گفتنِ جملاتِ منفی و مخرب است، سپری کنید این جملات در ضمیر ناخودآگاه شما می نشینند و به سختی قادر خواهید بود آنرا عوض کنید.

یک مثال ساده این است : شما در طول روز بی وقفه به خودتان بگویید «امروز روز خوبی است.» حتی اگر روز خوبی هم نباشد کم کم آنرا احساس خواهید کرد که نکند «روز خوبی است» و شما خبر ندارید؟ به همین راحتی. ذهن انسان از دو قسمت تشکیل شده : ضمیر آگاه / ضمیر ناخودآگاه که ضمیر آگاه 10% از تاثیرات را در زندگیتان دارد و همان ذهنی است که هنگام فکر کردن با آن کار می کنید.

هنگامی که مطلبی جدید یاد میگیرید ذهن آگاه شما فعال است. این هن قدرت این را دارد که اطلاعات دریافتی را قبول یا رد کند در واقع فرآیند تجزیه و تحلیل را به عهده دارد. قدرت انتخاب را دارد.

اما بر روی تصمیم گیری ها و باورهایتان قدرت کمی دارد.

ضمیرناخودآگاه 90% از فعالیت ذهن ما را به خود اختصاص میدهد. تقریباً اکثر کارهایی که در طول روز انجام میدهید، بدون فکر کردن است و ضمیرناخودآگاه شما به شما کمک میکند تا آن کار را انجام دهید.

برای مثال، وقتی میخواهید راه بروید شما اینطوری فکر نمی کنید برای نفس کشیدن شما اینگونه فکر نمی کنید که شب هنگام بهتر است نفس نکشم یا ضربان قلبم را در دقیقه بطور عادی البته کنترل کنم چندبار تپش داشته باشد. یا یک تایپیست حرفه ایی ده انگشتی را در نظر بگیرید که بدون نگاه کردن به صفحه ی کیبورد رمان هایی تایپ می کند.

الگوریتم این الگوها پیشتر در ضمیر ناخودآگاه ما شکل گرفته است. بسیار جالب است بدانید که؛ ضمیر ناخودآگاه قدرت انتخاب ندارد! تحلیل نمی کند، قدرت اجرایی بالایی دارد و هرآنچه به آن بدهید قبول می کند. برای همین از این پدیده ی فیزیکی تحت عنوان “بچه غول بیشعور” یاد می کنیم.

شاید برایتان جالب باشد اگر بدانید، کارآفرینانی که ثروت میلیونی دارند میزان IQ آنها عددی معمولی است!

اما این افراد در کودکی مورد خطاب جملاتی کاملاً مثبت و امیدوار کننده بوده اند و باعث شده آنها باور کنند که شخص بزرگی خواهند شد و شدند (حتی یک جمله آنهم برای یک بار چه از طریق والدین، تماشای یک دیالوگ کوتاه از یک فیلم، خطابه های رادیویی، متن یک کتاب و…)! مثل توماس ادیسون، بزرگترین مخترع تاریخ آمریکا که با تقلین مادرش که تو نابغه ایی زمانی که مدرسه او را کودن خطاب و اخراج کرد توانست دنیای پسرش را متحول کند و متعاقباً او نیز دنیای ما را.

شما هنگامی که یک جمله را یکبار ادا میکنید، ذهن آگاه شما بر روی جمله قضاوت میکند و با توجه به جملاتی که ضمیرناخودآگاه نسبت به آن واکنش میدهد، یا آنرا قبول میکند یا نمیکند. اما اگر جمله ای را چندین بار در چندین ساعت مختلف روز بگویید ضمیرآگاه شما قادر به جلوگیری از آن نخواهد بود و کار را به ضمیرناخودآگاه می سپارد. 

ضمیر ناخودآگاه هم بعد از چندین بار تکرار آنرا قبول میکند، زیرا قوه ی تشخیص درست یا غلط را ندارد!

ضمیر ناخودآگاه شما فقط اجرا می کند و نمی تواند تشخیص بدهد این جمله که قرار است تبدیل به باور شما شود به نفع شماست یا به ضرر شما… و سپس با تکرار های مجدد در فرآیند مدتی طولانی این جمله و این فکر وارد قسمت اولویت های برتر ضمیرناخودآگاه می شود و به راحتی زندگی شما را طبق آن جمله پیش می برد.

برای مثال، همین الان چند بار با خودتان این جمله را تکرار کنید : «من عاشق خودم هستم.» چه احساسی به شما دست داد؟ اگر تا به حال از این نوع جمله های (مثبت) برای تقویت عزت نفس خود بکار نبردید احتمالا احساسی بد پیدا کرده اید… انگار لیاقت این جمله را ندارید!

میدانید چرا ؟ چون، ضمیرناخودآگاه شما این جمله را با جملات پیشین (که احتمالا منفی بودند) مقایسه میکند و به شما احساسی بد میدهد، این یعنی به شما میگوید «این جمله با جملات قبلی که گفتی فرق میکند» !!! و این احساس ناراحت و آشفته باعث می شود آنرا نخواهید قبول کنید.

اما شما باید یادتان باشد :

هرآنچه را که در مرکز توجه تان قرار دهید
و چندین بار در چند ساعت مختلف تکرار کنید
در ضمیر ناخودآگاه تان ریشه می دواند…

 

بیشتر بدانیم
مدیتیشن بی ذهنی

تلقین واقعاً از طریق برون ریزی و ترشح هورمونهای غده ی پینه آل اثر می کند زمانی که چیزی را واقعاً و با تمام وجود بخواهیم. پس اثر قدرت تلقین را که اساس اصلی هیپنوتیزم با برترین تکنولوژی های روز دنیاست مثل فرکانس های بیت بینورال، ایزوکرونیک تن، برین سینک و سابلیمینال مسیج که جملگی برای تعیین شدت اثر قدرت تلقین پدید آمده اند تا شما با حداقل یکماه تمرین منظم و پشتکار و البته باور به اهداف تان دست یازید را دست کم نگیرید! 

 

دیدگاه‌ها (5)

  • چنانچه دیدگاهی بی ارتباط با موضوع آموزش ،مقاله یا محصول مطرح شود تایید نخواهد شد.
  • چنانچه در دیدگاه خود از شماره تماس، ایمیل و آیدی تلگرام استفاده کرده باشید تایید نخواهد شد.
  • خریداران محترم سوالات مرتبط با محصول را فقط از طریق تیکت ارسال کنند.

    مهرشاد مشتری 1398/11/29

    با درود، به یکی از کاربران که گفته بود:” من به تلقين ايمان دارم چه خوبه كه همه جملات مثبت رو با تلقين در ضمير ناخوداگاه مون بگنجانيم”،
    از طرف ادمین کابوک پاسخ داده شده: “لفظ تلقین زمانی کاربرد دارد که از طرف شخص دیگری بروی سوژه القاء شود”.
    بنده در جایی شنیدم مغز انسان این توانایی را دارد که در صورت تکرار چیزی آن را باور می کند.
    پس از نظر شما اگر من مثلاً جمله ای مثبت را با خود تکرار کنم، آن جمله نمی تواند وارد ضمیر ناخودآگاه من شود و تبدیل به باور من شود؟
    آیا گفته ی فوق(گفته ی ادمین کابوک در پاسخ به یکی از کاربران) با شعار انجمن روانشناسی و هیپنوتیزم کابوک درباره ی ذکر که این جمله بود: “دائماً ذکر بگویید تا خودهیپنوتیزم شوید.“ که در همین سایت قرار داده شده در تناقض نیست؟
    آیا تلقین با خودهیپنوتیزم متفاوت است؟
    ممنون می شوم اگر به این ابهاماتی که برای بنده به وجود آمده پاسخ دهید.
    با سپاس

      ادمین کابوک مدیر کل 1398/11/30

      دوست گرامی و عزیز
      خود هیپنوتیزم شدن و بر نامه ریزی کردن ناخودآگاه در حالت هیپنوتیزم دو مقوله جداگانه است که اصولا در کنار هم استفاده می شود
      یعنی ما به وسیله روش های مختلف می توانیم خود را هیپنوتیزم کنیم (فرکانس مغزی را در حالت آلفا قرار دهیم ) ولی رسیدن به حالت هیپنوتیزم دلیلی بر تلقین یا برنامه ریزی نیست
      در جمله “دائماً ذکر بگویید تا خودهیپنوتیزم شوید.“ دقیقا اشاره میکند یکی از روش های رسیدن به خلسه مانترا یا ذکر است
      تازه بعد از دست یابی به حالت هیپنوتیزم در شرایطی قرار می گیرم که ضمیر ناخودآگاه آماده قبول برنامه ریزی ها می شود
      پس تناقضی وجود ندارد
      شما این دو مقوله را یکی حساب کردید

    Reihan مشتری 1397/11/21

    عااالي بود
    من به تلقين ايمان دارم چه خوبه كه همه جملات مثبت رو با تلقين در ضمير ناخوداگاه مون بگنجانيم با تشکر از شما ♥️

      ادمین کابوک مدیر کل 1397/11/21

      لفظ تلقین زمانی کاربرد دارد که از طرف شخص دیگری بروی سوژه القاء شود
      ولی آنچه مورد نیاز شماست در قالب نام "برنامه ریزی" ضمیر ناخودآگاه است
      ایمان داشته باشید با این برنامه ریزی شرایط زندگی شما به سمت متعالی شدن تغییر میکند .

    Golnaz مشتری 1397/11/20

    باسلام
    اين مبحث فوق العاده بوود مخصوصا اين قسمت كه ميگه ((بسیار جالب است بدانید که؛ ضمیر ناخودآگاه قدرت انتخاب ندارد! تحلیل نمی کند، قدرت اجرایی بالایی دارد و هرآنچه به آن بدهید قبول می کند))
    ممنون بابت اين مبحثاي قشنگ🙏🏻🙏🏻