هيپنوتيزمچيست؟ قبل از پرداختن به كاربردهاي درماني هيپنوتيزم بايد به شرح و بررسي
ماهيت اين پديده پرداخت . متأسفانه بدليل وجود كتب و مقالات غير علمي
فراواني كه در زمينه هيپنوتيزم انتشار يافته است ، تصويري كه از هيپنوتيزم
در ذهن عموم مردم نقش بسته است به شكل فني ميباشد كه با استفاده از آن،
هيپنوتيزور كنترل فرد هيپنوتيزم شده را بدست ميگيرد و با بهره گيري از اين
فن قادر خواهد بود كه دست به كارهاي غير ممكن بزند . از طرفي با توجه به
اينكه هيچكدام از هيپنوتيزورهاي غير علمي نتوانسته اند ادعاهاي اغراق آميز
خود را به اثبات برسانند، عده اي از افراد، هيپنوتيزم را نوعي كلاهبرداري
و شعبده بازي در نظر ميگيرند .
تعريف هيپنوتيزم كار آساني نيست و در حقيقت انجمن هيپنوتيزم كلينيكي
آمريكا نيز كه يكي از فعالترين تشكل هاي علمي مربوط به هيپنوتيزم است ،
هيچ تعريف رسمي از ايجاد يا مفهوم هيپنوتيزم ارائه نكرده است و تحقيقاتشان
در اين زمينه از سال ۱۹۷۰ بيانگر اين مطلب است كه هيپنوتيزم پذيري بعنوان
يك ويژگي استوار و قابل اندازه گيري و سنجش ميباشد .
هيپنوتيزم، بعنوان يك تكنيك درماني مشروع و قانوني از جانب انجمن پزشكي
آمريكا و همچنين انجمن روانپزشكي آمريكا ، انگلستان، و همچنين كشور خودمان
ايران پذيرفته شده است .
محققين و دانشمندان اين علم و هنر ارزشمند، از ديرباز هريك بر اساس يافته
ها و باورهاي زمان خود تعاريف مختلفي از هيپنوتيزم ارائه نموده اند كه قبل
از ادامه اين مبحث لازم است برخي از اين تعاريف را صرف نظر از صحيح يا غلط
، كامل يا ناقص ، مبهم يا روشن بودن آنها مطرح نمايم :
بطور كلي لغت هيپنوتيزم براي شرح موضوع و تكنيكهايي بكار ميرود كه نتيجه نهايي آن ايجاد حالت هيپنوز است .
دكتر ليبولت معتقد بود : هيپنوتيزم نتيجه كاشتن باورها در ذهن است ، باورهايي كه ميتوانند بگونه اي استادانه منجر به نيل به هدفي مطلوب شوند .
دكتر جيمز بريد معتقد بود كه : هيپنوتيزم پيوندي نزديك با اعصاب دارد و
هيپنوتيزور ميتواند با نيروي اراده و تلقين ، سوژه را در حالت خواب قرار
دهد .
طرفداران تلقين معتقدند : هيپنوتيزم حاصل القائات ممتد هيپنوتيزور در سوژه است.
دكتر اميل كوئه ميگويد : هيپنوتيزم جز تلقين و تلقين به نفس نيست .
دكتر بوريس سيديس كه از شاگردان پروفسور ويليام جيمز بود معتقد است :
هيپنوتيزم يك حالت غير عادي مغز است كه بصورت مصنوعي پديد آمده و عمدتاً
با خاصيت تلقين پذيري اغراقي مشخص ميشود .
در جاي ديگر ميگويد : عامل اصلي در هيپنوتيزم تلقين است و تلقين هم عبارت
از القاء فكري است كه بطور نيمه خودكار از قوه به فعل درآيد .
پروفسور هيوزبنت معتقد است : قسمتهاي مختلف
مغز ، هر يك انجام كار و وظايفي را بعهده دارند . هنگام هيپنوتيزم قسمتهاي
ديگر مغز به انديشه هاي مختلف توجه دارند ، از كار ايستاده و فقط يك فكر و
موضوع براي سوژه باقي ميماند و آن توجه و تمركز به يك نقطه يا فكر است و
در چنين حالتي تلقين وارد صحنه شده و سوژه ، افكار تلقين شده را مي پذيرد .
هايدن هين معتقد است كه : حالت هيپنوتيزم در اثر از كار افتادن موقتي سلولهاي كرتكس مغز بوجود مي آيد .
دكتر وان پلت : هيپنوتيزم عبارت از يك حالت تمركز شديد مغزي است .
دكتر مايرز : حالت مخصوصي كه اجازه تحريك و ايجاد پديده هيپنوتيزم را ميدهد ، صرفاً تلقين نيست ، بلكه امكانات جسمي و رواني سوژه هم مطرح است .
آبه فازيا نيز پيش از اينها و حتي پيش از بريد گفته بود كه : هيپنوتيزم جنبه ذهني دارد و لذا آمادگي فكري و ذهني سوژه در حصول نتيجه بسيار مؤثر است .
ايوان پاولوف فيزيولوژيست و عصب شناس روس معتقد بود : بروز حالت خواب در اثر منع حفاظي است كه در سراسر نيمكره هاي مغز منتشر ميشود و تا حد معيني در مغز پائين ميرود .
كولين بنت معتقد است : گرچه فراگيري
هيپنوتيزم سهل و آسان است ولي بحث در شناسايي و توجيه ماهيت آن مشكل و سخت
است . با تسلط بر تئوري و كاربرد هيپنوتيزم ، اين امكان براي شما پديد مي
آيد كه به سرعت قطع و وصل يك كليد برق ، سوژه اي را هيپنوتيزم يا بيدار
كنيد ، ولي همانطوريكه اكثريت عظيمي از مردم جامعه از ماهيت الكتريسيته
آگاهي ندارند ، اغلب هيپنوتيزورها نيز مطالب زيادي درباره هيپنوتيزم
نميدانند .
پديده هيپنوتيزم حاصل يك ارتباط بسيار دقيق بين دو فرد است . اين عقيده هاري آرونز و گيل گاردنر است .
دكتر هربرت اشپيگل استاد باليني روانپزشكي در كالج پزشكان داخلي و جراحان
كلمبيا معتقد است : در دامنه آگاهي بشري ، اگر حالت آگاهي معمولي در ميان
يك خط قرار گرفته باشد ، در يك انتهاي اين خط حالت اغما يا بيهوشي كامل و
در انتهاي ديگرش هيپنوتيزم يا تمركز زياد حواس قرار ميگيرد .
حالت هيپنوتيزم ـــــــ هوشياري عادي ــــــــ حالت اغما
(تمركز زياد ) ( آگاهي معمولي ) ( بيهوشي )
دكتر ژوزف هاريمن معتقد است كه : چكيده و
گوهر هيپنوتيزم در ايجاد و خلاقيت يك تمايل و توانايي خلاصه ميشود كه نقش
و اهميت فرد هيپنوتيزم شونده در سطح والايي قرار دارد .
دكتر تئودور باربر در دانشگاه آمريكايي واشنگتن تحقيقات علمي وسيعي درباره
پديده هيپنوتيزم انجام داده و بعد از آن نيز در آزمايشگاه ارتباطات
اجتماعي هاروارد اين فعاليت را ادامه ميدهد . او ميگويد : ما به اين نتيجه
رسيديم كه هيپنوتيزم قادر است كارهاي محيرالعقولي را انجام دهد ولي بايد
توجه داشته باشيم كه هيپنوتيزم موقعي درست عمل ميكند كه آنرا قبول داشته
باشيم و حقيقت آن را پذيرفته باشيم … موقعي هيپنوتيزم بر روي فرد مؤثر
واقع ميشود كه فرد مورد نظر به آن معتقد بوده و آنرا يك موضوع جدي قلمداد
كند ، چون در غير اين صورت واكنش و اثر آن بستگي به چگونگي تصور شخص نسبت
به عمل هيپنوتيزم خواهد داشت .
دكتر ريچارد شروت معتقد است : هيپنوتيزم
علمي است كه در درك و رفتار افراد به كمك دو عامل اثر ميگذارد ، يكي
استفاده از قوانين تلقين پذيري و ديگري رسيدن به حالتي بنام خلسه
هيپنوتيزمي . در جاي ديگر ميگويد : در شرايط كنوني به هيپنوتيزم ميتوان
علم اطلاق كرد ، زيرا از اجزايي تشكيل شده كه بر اساس اطلاعات مرتب شده ،
مشاهدات دقيق ، تحقيقات و تجربيات برنامه ريزي شده بدست آمده اند .
دكتر لارنس ميلتون استاپلز ، استاد دانشكده دندانپزشكي دانشگاه تافت ميگويد :
هيپنوتيزم پديده اي شادي بخش ، آرامش بخش و ريلاكس كننده است . من با
بيماران خود از لغت خواب استفاده ميكنم و آنها هم چشمان خود را بر هم
ميگذارند ولي اصولاً خوابي به معناي واقعي صورت نمي گيرد . بيمار در اين
حالت كاملاً آگاه است و از آنچه كه در اطراف او ميگذرد مطلع ميشود و
ميتواند با ديگران صحبت كند . اصطلاح خواب تنها براي القاي احساس ريلاكس
بودن است.