نظریه های عزت نفس
مازلو
نظریه راجرز
نظریه کوپر اسمست
نظریههایعزتنفس● نظریه كوپر اسمیت :كوپر اسمیت عزتنفس را یك ارزشیابی فردی می داند كه معمولاً با توجه به خویشتن حفظمی شود ( به نقل از جوادی و كدیور، ۱۳۷۳). كوپر اسمیت چهار عامل اسنادی را برای رشد عزتنفس بیان می كند . نخستین آن و مقدم بر تمام عوامل، میزان احترام ، پذیرش و علاقه مندی كه یك فرد دریافت می كند. دومین عامل تجارب موفقیت هایمان در زندگی و سومین عامل ارزشها و انتظاراتی است كه بر مبنای آن تجارب را مورد تفسیر قرار میدهیم و چهارمین عامل نحوه پاسخ فرد به از دست دادن ارزش می باشد ( به نقل از مفتاح ، ۱۳۸۱).● نظریه مازلو:مازلو در سلسله مراتب نیازها و در سطح سوم ، احترام به خود یا عزتنفس را قرار می دهد كه مشتمل بر تمایل شایستگی، چیرگی، پیشرفت ، توانمندی، كفایت، اطمینان، استقلال و آزادی است. زمانی كه این نیازها ارضا شود، فرد احساس ارزشمندی، توانایی، قابلیت مثمرثمر بودن و اطمینان می كند و چنانچه این نیازها برآورده نشود، فرد احساس حقارت ، درماندگی ، ضعف و دلسردی و ناامیدی می كند (به نقل از مفتاح، ۱۳۸۱).● نظریه راجرز:راجرز، عزتنفس را ارزیابی مداوم شخص از ارزشمندی خویشتن خود ویا نوعی قضاوت نسبت به ارزشندی وجودی خود تعریف كرده است. او معتقد است این صفت در انسان حالت عمومی دارد و محدود و زود گذر نیست. بر طبق نظر راجرز، عزتنفس در اثر نیاز به توجه مثبت دیگران به وجود می آید. نیاز به توجه مثبت دیگران، شامل بازخوردها، طرز برخورد گرم ومحبت آمیز، صمیمیت، پذیرش و مهربانی از طرف محیط به خصوص اولیاء كودك است (شاملو، ۱۳۶۸).● نظریه ویلیام جیمز:در بررسی عزتنفس، اولین كار توسط ویلیام جیمز انجام شده است. او معتقد بود كه تصور فرد از خود در حین تعاملات اجتماعی ، یعنی از زمانی كه متولد شده و مورد شناسایی دیگران قرار می گیرد، شكل می گیرد ( به نقل از بیابانگرد، ۱۳۸۰).● نظریه جرج مید :مید معتقد است كه تصورات و نگرش های شخص، نقش زیادی در زندگی او دارند. این تصورات می تواند، مربوط به موقعیت های درونی یا بیرونی باشد. تصورات بر اساس بازخوردی كه از نظر دیگران به دست می آید، تشكیل می شود. بنابراین شخص خصوصیات خود را بهگونه ای درك می كند كه دیگران آن خصوصیات را به وی نسبت می دهند. او نتیجه گرفت عزتنفس بر اثر انعكاس ارزیابی دیگران، به وجود می آید و این اجتماع است كه برای افراد معیارهایزندگی را تعیین می كند و از طرفی نظریات دیگران در شخص درونی میشود و عزتنفس او را شكل می دهد ( به نقل از پور مقدسیان ، ۱۳۷۳).● ابعاد عزتنفس :تا چندی پیش، محققین و نظریه پردازان، عزتنفس را قضاوت كلی فرد در مورد خودمی دانستند اما در سالهای اخیر مشخص شده است كه كودكان و بزرگسالان، خودشان را از زوایا و جنبه های مختلف مورد ارزیابی و قضاوت قرار میدهند که در این رابطه می توان جنبه های اجتماعی، بدنی، تحصیلی، خانوادگی و كلی را نام برد ( قلی، ۱۳۷۵).برای روشن شدن مطلب، درمورد هر كدام از موارد فوق توضیحاتی مختصر ارائه خواهد شد.● عزتنفس اجتماعی :شامل عقاید كودك در مورد خودش به عنوان یك دوست برای دیگران است . آیا كودكان دیگر او را دوست دارند ؟ آیا عقاید وافكار او برای آن ها ارزشمند است؟ آیا او را در فعالیت هایشان شركت می دهند؟ آیا از ارتباط و تعامل باهمسالان خود احساس رضایت می كند؟ به طور كلی كودكی که نیاز اجتماعی اش برآورده شود، صرف نظر از این كه چه تعداد از آن ها با آداب و اصول مورد قبول ملی مطابقت دارد، احساس خوبی در این زمینه خواهد داشت؟ (اكبری ،۱۳۸۰).● عزتنفس بدنی :عزتنفس بدنی به ارزیابی و قضاوت فرد نسبت به توانایی بدنی خود اطلاق می شود كه از طریق فعالیتها و كنش های بدنی در فرد به وجود می آید. بنابراین اگر فرد از سلامت و توانایی بدنی خوبی برخوردار باشد، بر عزتنفس بدنی او تأثیر مثبت خواهد گذاشت و بالعکس نواقص جسمانی و عدم توانایی در انجام فعالیت ها و مهارت ها، تأثیر منفی بر عزتنفس بدنی فرد خواهد داشت ( اسلامی نسب، ۱۳۷۳).● عزتنفس تحصیلی:عزتنفس تحصیلی به ارزیابی و قضاوت فرد نسبت به ارزشمندی تحصیلی خود مربوطمی شود. اگر واكنش اطرافیان در مورد وضعیت تحصیلی فرد مطلوب باشد، در او احساس رضایت از خود ایجاد نموده و به قضاوت مثبت فرد درباره خودش كمك می كند (قلی،۱۳۷۵).● عزتنفس خانوادگی:ارزیابی و قضاوت فرد به عنوان عضوی از خانواده را عزتنفس خانوادگی می گویند كه در اثر تعامل فرد با اعضاء خانواده در او به وجود می آید. نوع رابطه متقابل فرد با پدر، مادر، برادران و خواهران و سایر اعضاء خانواده و این كه فرد تا چه اندازه توسط آن ها پذیرفته شده است، در چگونگی نگرش او نسبت به خود مؤثر است و عزتنفس خانوادگی او را تعیین می كند (قلی، ۱۳۷۵).● عزتنفس كلی :عزتنفس كلی به ارزیابی و قضاوت فرد نسبت به كلیه ارزش های خود اطلاق می شود كه این جنبه از عزتنفس، سایر جنبه های فوق را در خود دارد و در واقع به آن ها نوعی وحدت و یكپارچگی می بخشد. فردی كه عزتنفس كلی مثبتی دارد، از كلیه جهات بدنی ، اجتماعی، خانوادگی و تحصیلی، خود را مطلوب و خوب میداند. او نگرش مثبت خود را از واكنش مثبت اعضاء خانواده، همسالان، معلمین و توانایی های بدنی خود كسب نموده است. چنین فردی ، بهتر می تواند با مشكل خود مقابله كند ( اسلامی نسب ،۱۳۷۳).● مؤلفه های اساسی عزتنفس:تجاربی كه كودك در راستای هر مؤلفه به دست می آورد، نقش اساسی را در ارزیابی از خود ایفا می كند. این فرایند ارزیابی یا قضاوت، توصیف های درونی از خود را میسر می نماید كه عزتنفس نام می گیرد و به منزله بیانیه ای در چگونگی احساس كودك درباره خویش محسوبمی شود. «عزتنفس سالم» را می توان مورد تقویت قرار داد و یا این كه آن را از مسیر اصلی منحرف ساخت. شخص با عزتنفس قوی، تا حدودی قادر است كه در خود جنبه های مثبت پنچ مؤلفه عزتنفس را تحقق بخشد. در صورت فقدان مؤلفه های مزبور شخص دچار ناپایداری، بیهودگی و ناتوانی می شود (میرعلی یاری، ۱۳۷۹).پنج مؤلفه عزتنفس از دیدگاه جامع نگر «اینرونر» (۱۹۸۲)، در ارتباط با نظریه خود نشأت گرفته است. در این جا به اختصار توصیف هایی در رابطه با هر مؤلفه عرضه می شود. توصیف موارد توسط «بربا»۱ (۱۹۸۹)، مطرح شده است.۱. امنیت۲ : احساس اطمینان قوی است كه شامل این نكات می شود: احساس راحتی و ایمنی، وقوف در آن چه كه از وی انتظار می رود، توانایی وابستگی به افراد و موقعیت ها و درك قواعد و محدودیت ها.دارا بودن احساس قوی امنیت (میتوانم از پشتیبانی دیگران بر خوردار شوم)، پایه ای است كه ساختار مؤلفه های دیگر بر آن اساس پایه ریزی می گردد. از این رو كودكان باید قبل از انجام هر عملی نسبت به آن اطمینان خاطر حاصل نمایند. چنانچه كودك احساس ناامنی و خطر نماید (نسبت به آنچه كه از من انتظار می رود، مطمئن نیستم) در جذب مؤلفه های دیگر عزتنفس با مشكل مواجه خواهد شد. (میرعلی یاری، ۱۳۷۹).۲. خودپذیری : خودپذیری احساس فردیتی است كه اطلاعات درباره خود را در بر می گیرد توصیف دقیق و واقع بینانه از خویش بر حسب نقش ها، اسنادها و ویژگی های جسمانی. كودكی كه واجد خودپذیری قوی باشد (من خودم را دوست دارم)، خویشتن را می پذیرد، احساس فردگرایی، شایستگی، كفایت و تحسین از خود دارد. ولی كودكی كه احساس خودپذیری ضعیفی دارد (من خود را دوست ندارم)، در پذیرش خود، فاقد اراده است.(میرعلی یاری، ۱۳۷۹).۳. پیوندجویی : پیوندجویی احساس پذیرش با مقبولیت است به ویژه در روابطی كه مهم قلمداد میشوند. همچنین به معنای احساس پذیرفته شدن و مورد احترام قرار گرفتن از سوی دیگران به كار می رود. كودكانی كه دارای احساسات پیوندجویی قوی باشند (احساس تعلق داشتن )، رابطه راحت و رضایت مندی با دیگران برقرار می كنند. حال آن كه احساس پیوند جویی ضعیف در كودك (كسی نمی خواهد با من باشد)، منجر به انزواطلبی و احساس بیگانگی وی خواهد شد.۴. رسالت : در این مؤلفه، دارا بودن هدف و انگیزه در زندگی مورد نظر است. به طوری كه به خویشتن رخصت دهد تا اهداف واقع بینانه و قابل حصولی داشته باشد و در قبال پیامدهای تصمیمات خود، احساس مسئولیت نماید. كودك برخوردار از احساس تعهد قوی (من اهداف مهمی دارم)، قادر است عملی را آغاز كند و بر اساس طرح و نقشه، آن را پی گیرد. اما كودكی كه حس تعهد ضعیفی دارد (من گیج هستم و نمی دانم چه باید بكنم)، در قبال اعمال خود مسئولیتی احساس نمی كند و در هنگام مواجهه با مشكل راه حل های مختلف را مورد كاوش قرار نمی دهد.۵. شایستگی : این مؤلفه به احساس موفقیت و فضیلت در كارایی اشاره دارد كه مهم و ارزشمند به نظر می رسد و شامل وقوف بر نیرومندی ها و تواناییها و پذیرش ضعف ها نیزمی شود. كودكانی كه واجد احساس شایستگی می باشند (من احساس توانایی می كنم، بنابراین میتوانم با هر خطری مواجه شوم)، در بیان تصورات و عقاید خود در ارتباط با دیگران بی پروا می باشند. اما كودكانی كه از شایستگی لازم برخوردار نیستند (نمی خواهم كوشش كنم)، خود را ناتوان می انگارند و موفقیتهای خویش را به بخت و اقبال نسبت می دهند و نمی خواهندفرصت هایی در جهت نیل به موفقیت داشته باشند. آن ها رفتار های خود مغلوبانه دارند و احساس كفایت شخصی نمی كنند.در پرتو تجارب فزاینده ای كه در آموزش عمومی و عالی به دست آمد، مهمترین عامل را درتعیین احساس رضایت و موفقیت فرد، را به احساسات درونی در مورد خویش نسبت داده اند. دانش آموزانی كه نسبت به خودشان نامطمئن هستند و انتظار شكست دارند، به راحتی دست از تلاش و كوشش برداشته و به ترك مدرسه مبادرت می ورزند. از سوی دیگر دانش آموزانی كه درباره خود و توانایی های خود احساسات مثبت دارند، از مدرسه، روابط با دوستان و دنیای یادگیری لذت می برند.یافته های كوپر اسمیت (۱۹۷۵) مبین آن است كه دانش آموزان واجد احساسات مثبت درباره خویش، فراگیران با انگیزه ای هستند كه در كلاس مشاركت فعالی بروز می دهند (میر علی یاری، ۱۳۷۹).مؤسسه تحقیقاتی ایران زمین پارسیان