سیستمایمنیذهن تا چند سال پیش تصور بر آن بود که مغز از سیستمایمنی برخودار نیست زیرا تحت تاثیر پاسخهای ایمنی و یا التهاب قرار نمیگرفت . اما به طور قطع تا حدودی توسط “ سد خونی - مغزی”از وقایع خارجی مصون مانده است . این سد از سلولهای تخصص یافته اندوتلیوم عروق مغزی تشکیل یافته است و از عبور ملکولها و همچنین سلولهای ایمنی به مغز جلوگیری میکند.با این وجود دیدگاه ما در این مورد به طور قابل توجهی تغییر کرده و این در نتیجه تحقیق بر روی تقابل عمل و مغز و سیستمایمنی حاصل شده است . ایمنی عصبی در حال حاضر شاخه فعالی از تحقیقات را به خود اختصاص داده است.● راههای دفاعی بدنسیستمایمنی ،خط مقدم دفاع ما در برابر مهاجمین آسیب رسان محسوب میشود . این مهاجمین ویروسی ، باکتریایی و یا قارچی طیف وسیعی از بیماریها از یک سرماخوردگی معمولی تا بیماریهای تهدید کننده و حادی چون ایدز، مننژیت و یا سل را شامل میشوند.مکانیسمهای دفاعی به راههای گوناگون صورت میگیرد . نخست تغییرات جریان خون و آزادسازی مولکولهای موضعی التهاب در بافت دچار عفونت،زخم و یا التهاب است که حاصل آن تورم و درد میباشد . به طور عام فعال شدن سیستمایمنی در حکم راهاندازی سلولهای لکوسیت و ماکروفاژها و پروتئینهای فاز حاد است که به سمت مکان آسیب رهسپار میشوند و پس از شناسایی، پاتوژنهای مهاجم را از میان برمیدارند .به علاوه پاسخهای فاز حاد علائمی را پدیدار میسازند که همگی آنها را تجربه کردهایم.(تب، درد، بیخوابی، بیاشتهایی و بیحوصلگی) هر یک از این پاسخها عامل مساعد کنندهای در جهت دفع عفونت، ذخیره انرژی و کمک به التیام محسوب میگردند. اما اگر این عوامل دفاعی با شدت و با مدت بیش از حد دست به کار شوند میتوانند مخرب باشند . بنابراین عملکرد آنها باید کاملا کنترل شده باشد.● مغز و پاسخهای دفاعیاکنون ما درک کاملا متفاوتی از رابطه میان مغز و سیستمایمنی داریم و این درک از آنجا منشا میگیرد که شواهدی دال بر پاسخ مغز به پیامهای سیستمایمنی و بافتهای آسیب دیده یافت شده است و ساختار دیدگاه سابق به کلی تغییر کرده است . تحقیقات چنین مینماید که مغز مجموعهای از پاسخهای ایمنی موضعی و التهابی نشان میدهد و به طور قطع ارگان مهمی در راستای کنترل سیستمایمنی و پاسخهای فاز حاد تلقی میشود . بسیاری از پاسخها در برابر امراض همچون تب، خواب و اشتها توسط هیپوتالاموس تنظیم میشوند.مغز پیامهایی را از بافتهای عفونی و یا آسیب دیده دریافت میدارد و ماهیت این پیام میتواند عصبی (از طریق اعصاب حسی) و یا همورال (از طریق مولکولهای موجود در جریان خون) باشد. همچنین به نظر میرسد که پیامهای عصبی توسط فیبرهای مرتبط با درد و نیز عصب واگ منبعث از کبد - ارگان کلیدی در تولید پروتئینها فاز حاد - منتقل میگردند. ماهیت پیامرسانهای مولکولی به خوبی شناخته نشده است اما اعتقاد بر آن است که پروستاگلندینها ( که توسط آسپرین مهار میشوند ) و نیز پروتئینهای کمپلمان (آبشاری از پروتئینهای مهم در سیر نابودسازی مهاجمین) در این امر ایفای نقش میکنند. اما شاید مهمترین مولکولهای پیام رسان در این زمینه پروتئینهایی باشند که ظرف ۲۰ سال گذشته بر ما آشکار شدهاند - یعنی سایتوکینها.● سایتوکاینها به منزله مولکولهای دفاعیسایتوکاینها مدافعین بدن هستند . تا کنون حدود ۱۰۰ نوع آنها شناسایی شده است و انواع جدیدتری از آنها نیز در راه کشف هستند. در حالت عادی این مولکولها در غلظتهای بسیار پایین در بدن وجود دارند اما به محض مواجهه با بیماری و آسیب به سرعت کلید آنها روشن میشود. سایتوکاینها انواع مختلفی را در برمیگیرند از جمله اینترفرونها اینترلوکینها، فاکتورهای تخریب بافتی و کموکاینها. بسیاری از این مولکولها در همان محل آسیب تولید میشوند و بر سلولهای مجاور اثر میگذارند. اما تعداد دیگری وارد جریان خون شده و از این راه پیامها به اندامهای دور دست مانند مغز منتقل میشود . سایتوکاینها در واقع همان مولکولهایی هستند که مسئولیت پاسخ به بیماریها وعفونت را بر عهده دارند.آنچه تولید سایتوکاینها را سبب میشود محصولات باکتریایی، ویروسی و آسیبهایی که بقای سلولی را تهدید میکنند مانند سموم و مقادیر کم اکسیژن میباشد . کنترل کننده مهم دیگر در این بین مغز میباشد که از طریق پیامهای عصبی که به بافتها ارسال میکند(عمدتا از راه سیستم سمپاتیک ) و یا هورمونها(از قبیل کورتیزول مترشحه از غده فوق کلیه ) کلید فعالیت سایتوکاینها را خاموش و روشن میکند. سایتوکاینها جزء آن دسته مولکولهایی هستند که نقشهای متعددی ایفا میکنند و بخصوص بسیاری از آنها اجزای سیستمایمنی مانند تورم، تغییرات موضعی ، جریان خون ، راه اندازی موج دوم پاسخهای التهابی را فعال میکنند.سایتوکاینها تقریبا روی همه ساختارهای فیزیولوژیک اثر میگذارند و حتی با اثر بر روی کبد موجب ساخته شدن پروتئینهای فاز حاد میشوند. با وجود تشابهات زیاد عملکردی این مولکولها تفاوتهای چشمگیری با یکدیگر دارند و برخی اثرات ضد التهابی دارند. گروهی به طور موضعی بر روی سلولهای مجاور خود اثر میگذارند و دستهای دیگر همچون هورمونها به گردش خون رها میشوند.● استرس و سیستمایمنیهمگی ما شنیدهایم که در شرایط استرس سطح ایمنیمان افت میکند و بیمار میشویم. اکنون ما میدانیم که استرس چگونه به طور مستقیم واز طریق مسیر HPA و نیز به طور غیر مستقیم سیستمایمنی را تحت تاثیر قرار میدهد. استرس سیستمایمنی و در نتیجه حساسیت ما نسبت به بیماری را تغییر میدهد . البته این واکنش به نوع استرس و نیز نحوه پاسخ ما بستگی دارد - برخی افراد به خوبی شرایط استرسزا را تحمل میکنند.تنها استرسهایی قادر به تسلیم سیستمایمنی ما هستند که بسیار وخیماند، همچون کار بیش از حد و نیز تراژدیهای زندگی.یکی از مولکولهای مهمی که در جریان استرس افزایش مییابد فاکتور آزاد کننده کورتیکوتروفین )CRF( است .CRF مسیر کوتاهی از هیپوتالاموس به سمت هیپوفیز را طی میکند تا هورمون دیگری به نام فاکتور آزادکننده آدرنوتروفین)ACTH ( رهایش یابد . هورمون اخیر از راه جریان خون طی مسیر میکند تا به غده فوق کلیه رسیده و در آنجا هورمونهای استروئید (در انسان این هورمون کورتیزول است) را آزاد کند. استروئیدها ترکیبات بسیار مهمی در روند سرکوب پاسخهای ایمنی و التهاب هستند اما داستان بسیار پیچیدهتر از اینهاست . زیرا هورمونها و عوامل عصبی دیگری نیز در کارند و همچنین برخی از شرایط ملایم استرسزا حتی تقویت کننده سیستمایمنی هستند .● ایمنی و پاسخهای التهابی درون مغزتحقیقات اخیر نشان دادهاندکه بسیاری از مولکولهای دفاعی اعم از سایتوکاینها در روند بیماریهای مغزی نیز نقش محافظتی دارند . مانند بیماریهای ام- اس ،سکته مغزی و آلزایمر . به نظر میرسد این مولکولها نورونهای داخل مغز را نیز مورد تهاجم قرار میدهند.بنابراین راههای درمانی گوناگونی بر مبنای سرکوبی و مهار سیستمایمنی و پاسخهای التهابی استوار گشته است. بدین ترتیب دانش نورو ایمونولوژی دانش تازه واردی در عرصه علوم اعصاب محسوب میگردد و میتوانند در زمینه درمان بیماریهای مهم مغزی راهگشا باشد.روزنامه رسالت